حسن حبيبى ومحمد باقر وثوقى
91
بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي )
رسيد كه جناب سيد سعيد ، حاكم مسقط ، پسر خود ، سيد ثوينى ، را با شيخ عبد الرحمن و احمد شاه نام و سعيد ابن احمد با قشون اعراب براى استرداد بندر عباسى فرستاده ، عاليجاه عباس خان ، غلام پيشخدمت حاكم آنجا ، از بندر عباسى حركت كرده به سمت ميناب رفت . در عباسى كسى گذارده يا به كلى خالى نمود ، معلوم نيست . قشون اعراب كه دو هزار نفر ايشان به سركردگى سعيد بن احمد مأمور به ميناب بودند در منزل بركه كه شش فرسخ از عباسى گذشته و شش فرسخ به ميناب مانده است به عباس خان و همراهان رسيده ، محاربه واقع شده ، شكست به قشون اعراب رسيده ، چهارصد نفرشان به ضرب گلوله و ساچمهء توپ مقتول و بسيارى زخمدار شده خود را به كشتيهاى خود رسانده ، فرار كردند . لكن آنها كه بر سر قلعهء عباسى رفتند ، بدون محاربه با احدى مىگويند قلعه را متصرف شدند . آيا در قلعه كسى بودند و مدافعه نكردند يا درست خالى بود معلوم نيست و عباس خان بعد از فتح در آنجا ماند يا به عباسى عود كرد يا به شيراز رفت ، معلوم نيست . همين قدر نوشته بودند كه فدوى ملاحظه نمود . » ( س . 21 و 22 ) شواهد تاريخى نشان مىدهد كه نيروهاى ايرانى در تهاجمى گسترده به بندر عباسى توانستند تلفات سنگينى را به نيروهاى اعزامى امام مسقط ، وارد سازند و فرماندهان آنها را ناگزير به فرار كنند . « 1 » خبر شكست سنگين نيروهاى امام مسقط ، خشم « سلطان سعيد » را برانگيخت . « مسيو بوره » ، وزير مختار جديد فرانسه در تهران - كه در اين ايام در مسقط با حاكم آنجا ملاقات كرده بود - در اينباره مىنويسد : « امام مسقط شكست و زيانى را كه به مناسبت از دست دادن بندر عباسى برايش حاصل شده با فلسفهء صبر و بردبارى و همچنين تلافى ، بر خود هموار مىكند ولى معهذا اين شكست در روح او اثرى بزرگ باقى گذاشته است زيرا او نه تنها بندر عباسى را از دست داده است بلكه ايرانيان در حدود هفتصد تن از كسان و سپاهيان او را نيز كشتهاند و به علاوه شش هزار تومان هم به دولت ايران پرداخته است . من خواستم بدانم كه آيا اين سازش بالاخره براساس قرارداد قبلى بوده است و يا امام مسقط منطقهء مزبور را به موجب فرمان و يا امتيازى در دست داشته . اما امام نتوانست جواب صحيحى بدهد زيرا هر چه به مخيّلهء خود فشار آورد بيادش نيامد . » « 2 » « ميرزا صادق خان كاشانى » كه با دقت و هوشيارى قضايا را پيگيرى مىكند استيصال و درماندگى امام مسقط را به وزير امور خارجه ايران گزارش مىكند و مىنويسد : « از قرارى كه از مسقط نوشتجات تجارتى رسيده است ، امام مسقط از واگذار نمودن و مرحمت فرمودن امناى دولت علّيه ، بندر عباس را به خودش مأيوس شده چون كه جزيرهء قشم هنوز در تصرف كسان اوست به كلى مرفوع الطمع هم نگشته لهذا مىخواهد بناى هرزگى را بگذارد و در اين تابستان كه افواج بحر موّاج منصوره تاب گرماى آن صفحات را نياورده ، مراجعت خواهند نمود ، اگر تواند دستاندازى به بندر و توابع آن نمايد و الّا گفته است هرچه بغلهجات بار داشته باشد ، بار آنها را خواهم برد . چون بغلهجات اغلب علم انگليس دارد و على الظاهر نمىتواند نسبت به آنها دستاندازى نمايد زيرا كه در جزو با هم يكى هستند و آنها محرك او شدهاند ، قرار داده است بارى كه از بغله پايين مىكنند و در بگاره مىگذارند چون آن علم ندارد بگاره را بچاپد و با توپ زده غرق نمايد و بدين واسطه چند جهاز مهيا كرده كه در دريا بگردند و هرچه از اين قبيل بيابند ، ببرند . حتى در خور بندرات آمده از هر مقوله هرزگى كه توانند كوتاهى نكنند . اغلب اين هرزگىها دو جهت دارد ؛ يكى به گرفتن جزيرهء قشم است و ديگر موجود نبودن جهاز است . » ( س . 23 ) كارپرداز بمبئى به ارائه گزارش اكتفا نمىكند و ضمن تشريح جزئيات موقعيت امام مسقط راهحلهاى عملى ارائه و پيشنهاد مىكند كه : « اگرچه حالا قدرى هوا گرم شده است ولى اگر مقرب الخاقان محمد حسن خان ، حكمران كرمان قشون از طرف بلوچستان به گوادر بفرستد به آن تفصيل كه سابقا عرض شده بود مسقط را هم انشاء اللّه تصرف خواهد شد . سهل است اگر لشكرى مستعد باشد اين روزها كل اين صفحات به هم مىخورد . » ( س . 23 ) ميرزا صادق خان كاشانى نه تنها در اين مقطع حساس تاريخى به تشجيع و تشويق امناى دولت علّيه به استقرار كامل در بندر عباسى مىپردازد ، بلكه طرح تصرف مسقط و حمله چند جانبه به منافع سلطان مسقط را نيز ارايه و توجه دولتمردان را به توانمنديهاى بالقوه ايران جلب مىكند . توجه او به اين مسائل نشاندهنده پيگيرى مجدانهاش در راه جهت تثبيت حاكميت ايران در بنادر خليج فارس است . امام مسقط كه در اين ايام در شرايط سخت و دشوارى قرار گرفته بود ، ناگزير دست به دامان سفير مختار جديد فرانسه - كه عازم تهران بوده - مىشود و تقاضاى ميانجيگيرى مىكند . كارپرداز بمبئى گزارش اين ملاقات را به وزارت خارجه ارسال مىكند تا امناى دولت آمادگى لازم را براى پاسخگويى پيدا كنند . ميرزا صادق خان كاشانى در پايان اين گزارش نظر مشورتى خود را اينگونه ابراز كرده است : « انشاء اللّه امناى دولت علّيه نيز به طرز فتوت كه لازمه شأن بندگان خودشان است با حضرات رفتار بفرمايند و به هيچ وجه ملاحظه اينها را نكرده ، صرفه خود و ملاحظه دولت علّيه را از دست نخواهند داد به خصوص در باب امام و جزيره قشم . » ( س . 24 ) اشاره او به در نظر گرفتن « صرفه دولت علّيه » بيانگر ديدگاه او در حفظ مصالح ملى و توجه دادن امناى دولت قاجارى به حفظ موقعيت
--> ( 1 ) . براى آگاهى بيشتر از جزئيات اين ناحيه و حادثه بنگريد به : فارسنامه ناصرى ، پيشين ، ص 801 ؛ تاريخ جهانگيريه و بنى عباسيان بستك ، پيشين ، ص 243 . ( 2 ) . بحرين و مسائل خليج فارس ، پيشين ، ص 140 .